امام موسی صدر : هنوز دستم روی سینه ام مانده است!

کتر حسین کنعان در کتابش به نام الامام موسی الصدر قدر و دور  می گوید امام موسی صدر برایم تعریف کرد که وقتی من حدودا نوزده سال داشتم پدرم (‌ آیت الله صدر مرجع بزرگ تقلید ) نامه ای برای نخست وزیر وقت نوشتند و قرار شد من نامه را ببرم و تحویل دهم لذا صبح زود از قم راه افتادم و به تهران آمدم و به محل زندگی او که منزلگاه با شکوهی بود مراجعه کردم. مرا به سالن طبقه اول راهنمایی کردند . نشستم و به تماشای در ودیوار مشغول شدم . آن فضا و محیط متفاوت و شیک و با شکوه با تابلوهای نقاشی و وسایل تزیینی و پرده های زربفت و ... برای من که از یک خانه ساده طلبگی آمده بودم خیلی تازگی داشت  و غرق تفکر در این فاصله فرهنگی واجتماعی بودم. در همین حال متوجه دختر جوانی شدم که در انتهای سالن مشغول نواختن پیانو بود و من تا آن هنگام صدای این دستگاه را نشنیده بودم . نشسته بودم و با تعجب به آن گوش می کردم که آن دختر متوجه حضور من شد و برخاست و به طرف من آمد و ...دستش را به طرفم دراز کرد ! من دستم را روی سینه ام گذاشتم و سلام  او را پاسخ دادم  ( جالب اینجاست که این فرهنگ زیبا و راه حل ستودنی که شاید منشا آن از همیشان باشد  الان در لبنان و بسیاری جوامع کاملا رواج یافته است و اخیرا یکی از شبکه های تلویزیونی لبنان در برنامهای مربوط به تعاملات اجتماعی بین مردها و زن ها این موضوع را میان حاضران در استودیو به تجربه عملی گذاشته بود  ) دکتر کنعان می گوید در اینجا امام صدر خندید و به مزاح گفت : و هنوز دستم روی سینه ام مانده است !

منبع : وبلاگ «نمایندکی مجاز»

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد

سلام عرض ميكنم و تسليت ميگم سالگرد شهادت سيد الشهدا و هفتادو ياران باوفايش را به شما و ديگر همسنگران گرامي از اينكه مدتي نتونستم وبلاگ آزادي و آزادگي رو بروز بكنم و به شما دوستان و همسنگران سر بزنم درخواست عف و بخشش رو دارم . و با موضوع مشكل بي حجابي يا امر به معروف و نهي از منكر ؟ در خدمت هستم. برخي از مطالب گرانقدرتون رو خوندم و آرزوي موفقيت بيشتر دارم يا علي [گل]

هیئت شاهزاده علی اصغر علیه السلام

یادتان باشد لباس مشکی ام را تا کنید گوشهای از قبر من این جامه را هم جا کنید کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما خرجی ام را نذر خرج ظهر عاشورا کنید هم کفن دارم و هم قومی که دفنم می کنند پس فقط هنگام دفنم یاد آن آقا کنید

هیئت شاهزاده علی اصغر علیه السلام

یادتان باشد لباس مشکی ام را تا کنید گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما خرجی ام را نذر خرج ظهر عاشورا کنید هم کفن دارم و هم قومی که دفنم می کنند پس فقط هنگام دفنم یاد آن آقا کنید

ز.م.م

بنازم مصطفي و بوالحسن را.....بنازم مرتضاي بت شکن را علي چون مجتبي فرزند دارد....چو زينب دختري دلبند دارد علي يک باغ گل از ياس دارد...علي بعداز حسين عباس دارد چه عباسي که با دل همنشين شد...مدال سينه ي ام البنين شد چه عباسي که صد جانم فدايتش...که حتي عشق ميميرد برايش چه عباسي که وارث بر حنين است...چه عباسي علمدار حسين است

خوزمرگان1

سلام عزاداریتون قبول باشه نگران نباشید بسپاریدش به خدا ایشالله خدا کمکتون بکنه و این امتحان رو هم با موفقیت پشت سر بگذارید براتون ارزوی موفقیت دارم

سید محمدرضا هاشمی زاده

عاشورا....گریستن تنها نیست.....نگریستن هم هست نالیدن نیست...بالیدن است موزه نیست.....آموزنده است....حقیقت جاوداته تاریخ عالم است .........قمر بنی هاشم..ابوالفضل ع زچشم دشمنانت خواب بردی......تو گوی سبقت از مهتاب بردی نخوردی آب وحسرت ماند بر آب.....چـــه زیبا آبــــــــروی آب بردی زینب کبری س ای وسعت سبز باغ روشن کردی.....یک عالمه درد وداغ روشن کردی رفتی تو به شام وشام عالم را تو......در وسعتی از چراغ روشن کردی اشعار هاشمی زاده ................. سلام بزرگوار صمیمی ............... تاریخ تقویمی عاشورا ی وکربلا هرسال پس ار چند روز بظاهر تمام میشود...اماکاروان عشق وحماسه و پیام رسانی شکوه عشق وایثار عاشورا تا بینهایت تاریخ جهان باقی است....همسفر با حضرت زینب کبری در تداوم این عشق متعالی و قیام جاودانه حسینی....همسفر خواهیم بود...و این عشق مقدس را با جان ودل در سینه هایمان نقش میبندیم...وبر این عهد وپیمان استوار خواهیم ماند ........... نهایت محبت وبزرگواری وصمیمت شماست که در این عصر بی تکیه گاهی وغربت باز هم بازفراموشم نکردی...وبه خلوت تنهائیم سری زدی.اینهمه صمیمیت وبزرگواریتان را با چه دلسروده ونو

سید محمدرضا هاشمی زاده

باعاشورا....گریستن تنها نیست.....نگریستن هم هست نالیدن نیست...بالیدن است موزه نیست.....آموزنده است....حقیقت جاوداته تاریخ عالم است .........قمر بنی هاشم..ابوالفضل ع زچشم دشمنانت خواب بردی......تو گوی سبقت از مهتاب بردی نخوردی آب وحسرت ماند بر آب.....چـــه زیبا آبــــــــروی آب بردی زینب کبری س ای وسعت سبز باغ روشن کردی.....یک عالمه درد وداغ روشن کردی رفتی تو به شام وشام عالم را تو......در وسعتی از چراغ روشن کردی اشعار هاشمی زاده ................. سلام بزرگوار صمیمی ............... تاریخ تقویمی عاشورا ی وکربلا هرسال پس ار چند روز بظاهر تمام میشود...اماکاروان عشق وحماسه و پیام رسانی شکوه عشق وایثار عاشورا تا بینهایت تاریخ جهان باقی است....همسفر با حضرت زینب کبری در تداوم این عشق متعالی و قیام جاودانه حسینی....همسفر خواهیم بود...و این عشق مقدس را با جان ودل در سینه هایمان نقش میبندیم...وبر این عهد وپیمان استوار خواهیم ماند ........... نهایت محبت وبزرگواری وصمیمت شماست که در این عصر بی تکیه گاهی وغربت باز هم بازفراموشم نکردی...وبه خلوت تنهائیم سری زدی.اینهمه صمیمیت وبزرگواریتان را با چه دلسروده و

سید محمدرضا هاشمی زاده

سلام دوست صمیمی ............. پیامت در زمستان هم بهاری میکند ما را.....هوایت در عطش چون رود، جاری میکند مارا از اینکه در این بی تکیه گاهی گاه گاهی یادمام میکنی..و با عطر پیامت شادمام میفرمائید..سپاسگزارم .هرچند از داع عطش چشم به آسمان دوخته ایم..اما طراوت پیام دلنشینت. .به حال وهوایمان شبنم محبت می بارد...آمدنت بهاری است در دل زمستان که..باعث گرمی محفلمان..وروشنی بخش دلمان وتعالی شعر هایم میشود...هرچند در این فضای نامطبوع و نامنظم این روز های دنیای مجازی اینترنت..به خاطر عـــدم صـــحت کامل و نبودن فرصت کافی..کمتر فعالیت دارم.وشاید توفیق نقد کامل کارهای ارزشمندتان را بطور شایسته نداشته باشم...از محضرتان پوزش میخواهم