فیلم بردار

کودک هر روز پس از تماشای کارتون محبوبش، به فکر فرو می رفت. او دوست داشت مانند قهرمان کارتون از او هم فیلم در تلویزیون نشان دهند. روزی که به فکر فرو رفته بود مادرش گفت :« عزیزم! به چه فکر می کنی؟» پاسخ داد :« مادر، کی می شود مانند این قهرمان از من هم فیلم بگیرند و آن را نمایش دهند؟» مادر تبسمی کرد و گفت :« هر کودکی که به دنیا می آید از او فیلم می گیرند.» کودک پرسید:« چه کسی؟» مادر دستی بر سر فرزند کشید و گفت :« خدا از همه ما فیلم می گیرد و روزی آن را به ما نشان خواهد داد.»

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ر حما نی

سلا م داستان کوچک قشنگی بود ممنون ، اری خداوند تمام رفتار وکردار ما را توسط فرشتگان خویش زیر نظر دارد. از وبلاگ من خبر بگیرید

دانشجو

سلام همسنگر . خدا قوت . اگر برايتان عضو شدن در سايت سخت هست ميتونيد مطالبتان را به ايميل info@naghdnews.ir بفرستيد تا بنده يا دوستانم مطلب شما را در سايت قرار بدهيم . در ضمن لطفا آدرس وبلاگ و مشخصات(نام مستعار)خودتان را در ايميل معرفي بفرماييد و بگيد كه از طرف دانشجو با سايت آشنا شده ايد .لطفا بعد از ارسال ايميل در وبلاگم اطلاع بدهيد. موفق و پيروز باشيد . يا علي[گل][عینک]

سلام . ممنون از بازدید شما از وبلاگم مطالب وبلاگتون بروز و مفید هستند موفق باشید

عبدالله حق دوست

سلام. زیبا بود و قابل تامل. به امید روزی که فیلمهایمان را با دلی شاد و لبی خندان به نظاره بنشینیم. یا حق

سلام جوان

سلام ممنون که به ما سر زدی بازم پیش ما بیا، هر روز مطلب جدید داریم وبلاگ شما هم خیلی زیباست و موضوع زیبایی هم داره اگر امکانش بود که لوگوی ما رو توو تنظیمات وبلاگتون قرار بدین

م باران

سلام خیلی جالب بود کی میشود ما این قصه را باور کنیم!!! التماس دعا

صابر رمیم

سلام وبلاگ جامع و زیبایی داری انشالا بتونی هروز پر بارتر به کارت ادامه بدی خوشحال میشم سر بزنی به مداد سیاه بهترین مقالات روانشناسی مطالب جالب و طنز بهترین داستانک های ایرانی و خارجی زندگی نامه بزرگان و اساتید ایرانی و خارجی عکس های کمیاب و زیبا و.....