مصاحب

گفت :« خدایا، به من دوستی بده که صبورانه به همه حرف هایم گوش کند و اگر او با حرف های من مخالف بود، چیزی نگوید که دوستی مان بر هم بخورد.» بر اثر بیماری، عزیزترین فرد زندگیش را از دست داد.

گفت :« خدایا چرا من نمردم؟ او عزیزترین فرد زندگی من بود. من از تو دوستی مهربان و با حوصله خواستم، چرا داغش را بر دلم گذاشتی؟» و سپس گریست. مدتی بعد، تنگدست شد.

گفت :« دوست و آشنا از من دوری می کنند. حتی احوالم را نمی پرسند. پروردگارا شکرت، ولی چرا تنگدستی؟ تو که آنها را بهتر از من می شناسی!» پس از مدتی، بیمار گشت.

گفت :« خدایا هیچ کس به سراغم نمی آید، حتی به من تلفن نمی کنند. من فقط از تو دوست خوب و بردباری خواستم.» گرفتار شد و سخت گریست.

وضو گرفت و سجاده اش را گسترد و به سجده افتاد :« مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی ( خدای من ای خدای من، تو مولای من هستی و من بنده و چه کسی به بنده رحم می کند به غیر از مولا؟)

 مولای یا مولای انت المالک و انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک ( خدای من ای خدای من، تو مالک -همه چیز- هستی و من مملوک تو هستم و چه کسی به مملوک رحم می کند به غیر از مالک؟)

مولای یا مولای انت الرب و انا المربوب و هل یرحم المربوب الا الرب ( مولای من ای مولای من، تو خدایی و من پرورده تو هستم و چه کسی رحم می کند به پرورده به غیر از خدا؟)

 مولای یا مولای انت الرحمن و انا المرحوم و هل یرحم المرحوم الا الرحمن ( خدای من ای خدای من، تو بخشنده ای و من قابل ترحم و چه کسی رحم می کند به قابل ترحم به غیر از بخشنده؟)

 مولای یا مولای انت المعافی و انا المبتلی و هل یرحم المبتلی الا المعافی ( پروردگرمن ای پروردگار من، تو عافیت بخش هستی و من گرفتار و چه کسی رحم می کند به گرفتار به غیر از عافیت بخش؟)

 مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور ( خدای من ای خدای من، تو بخشنده - گناهان- هستی و من گناهکارم و چه کسی رحم می کند به گناهکار به غیر از بخشنده -گناهان-؟) مولای یا مولای... مولای یا مولای...»

مرد به شدت گریست؛ این بار از روی شوق.

/ 4 نظر / 8 بازدید
دانشجو

سلام . خدا قوت . ممنون از تشريف فرماييتان . لطف كرديد . يا علي[گل][عینک]

25کیلو

سلام علیکم امام صادق(ع) می فرماید: القَلبُ حَرمَ الله فَلا تَسکُن حَرمَ الله غَیرَالله، دل، خانه خداست،پس غیر خدا را در خانه خدا منزل نده.(بحار الانوار67:25 ) خواهش دل انسان، بی نیازی و عظمت است و این بی نیازی و عظمت فقط در خداست ولی از او غفلت و دل به جلوه هایش می بندد حال آنکه دل،خانه خداست و نباید غیر خدا را در آن جا داد. شب 25 ذيقعده که باران رحمت خدا در آن باريدن مي گيره و در كتب روايي و دعايي بر انجام عبادت و نماز و استغفار در آن تاكيد بسيار شده برشما مبارک باد. خوشبختانه شب و روز دحوالارض امسال با شب و روز جمعه مصادف شده كه خود اين مناسبت نيز جزو ايام بسيار با فضيلت شمرده مي شه و بدين ترتيب اين تلاقي و تقارن، مصداق كامل نُورٌ عَلي نُور ه و به يقين اين شب و روز، نورانيت و صفا و شور و حال ديگه اي براي اون دسته از مومناني كه هميشه مترصد فرصتهاي طلايي و نادر هستند خواهد داشت. تا جان خود را در زلال رحمت الهي شست و شو دهند و خود را به بارگاه قرب پروردگار نزديك سازند. امشب و فردا بستر و زمينه شكرگزاري از نعمتهاي بيكران الهي فراهمه تا اون كس كه وعده حتمي «لئِن شَكَرتُم لازيدَنكُم» را به جان شني

مهدی آنتی گرین

خدایی که من می شناسم اینچنین نیست. او می بخشد بی آنکه بخواهم، می آید بی آنکه بخوانم، می دهد بی آنکه بدانم و من او را یگانه محبوب خویش ساختم و آنگاه که او را یافتم، اینچنین شناختم. خدای عزیز و مهربون و بزرگ و نزدیک من اصلا اونجوری نیست که شما نوشتین. قهر و ناز گاه و بیگاهش قشنگه. بامزس خیلی. الهی قربون اله خودم بشم.

دانشجو

سلام دوست عزیز . خدا قوت . مطلبتان فوق العاده زیبا نوشتید . از اعماق دل نوشتید . یا علی[گل]