قطره ای از دریا-شهید بهشتی

به یار دیرین که رسید انگار به بهشت رسیده باشد  بهشتی گفت :« امشب نماز به امامت شما!» گفت :« نماز من شکسته است، مسافرم.» با خنده گفت :« ما که نماز مغربمان را شکسته نمی خوانیم.» هر دو خندیدند. مغرب، موسی صدر امام بود و عشاء بهشتی. آخر هم هر دو به هم اقتدا کردند. شاید بهشتی منتظر باشد.شاید.
منبع : صد دقیقه تا بهشت

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦
تگ ها : خاطره