فیلم بردار

کودک هر روز پس از تماشای کارتون محبوبش، به فکر فرو می رفت. او دوست داشت مانند قهرمان کارتون از او هم فیلم در تلویزیون نشان دهند. روزی که به فکر فرو رفته بود مادرش گفت :« عزیزم! به چه فکر می کنی؟» پاسخ داد :« مادر، کی می شود مانند این قهرمان از من هم فیلم بگیرند و آن را نمایش دهند؟» مادر تبسمی کرد و گفت :« هر کودکی که به دنیا می آید از او فیلم می گیرند.» کودک پرسید:« چه کسی؟» مادر دستی بر سر فرزند کشید و گفت :« خدا از همه ما فیلم می گیرد و روزی آن را به ما نشان خواهد داد.»

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٥