کاروانسالار عشق

 می رسد بانگ رحیل از کاروانسالار عشق

                             یا هزار آوا نوا سر داده در گلزار عشق

می رود تا عرضه بر جانان کند کالای عشق  

                            شمع بزم آفرینش، مظهر انوار عشق

می رود تا کعبه را بخشد نشان جاودان

                           تا ز خون عاشقان رنگین کند طومار عشق

برخی* آن جان جانانم که چون پروانه سوخت

                         با تمام یاور و انصار خود، در نار عشق

برد هفتاد و دو یوسف همره خود، با صفا

                       یوسف مصر ملاحت، بر سر بازار عشق

ساقی بزم الستش خواند در بزم وصال

                      تا نماید سرخوشش از باده سرشار عشق

بانگ نوشانوش از هر گوشه می آید به گوش

                    می دهد عشاق را ساقی می گلنار عشق

شانه اش معراج آن شش ماهه قربانی شود

                  تا سپارد جان شیرینش، بر فراز دار عشق

نازم آن خورشید تابان را که در اطوار سر

                شد ستان جان ستانش بر مرکب رهوار عشق

تا به «مردانی» کرم سازد امیر کاروان

               نور علم و معرفت از مخزن اسرار عشق

                                برخی = قربانی

                                                  منبع : ایثار جان      

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٦
تگ ها : مدیحه

مروارید

آنچه در ما اصل است خاموشی است، آنچه اکتسابی است وراجی.

                                                     جبران خلیل جبران

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩
تگ ها : جملات قصار

نوای عاشقی

کسی که آگاه به ظلم است و کسی که کمک کننده بر ظلم است و کسی که راضی به ظلم است، هر سه شریکانند.

                                          امام جواد (ع)

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦
تگ ها : نوای عاشقی

قطره ای از دریا- شهید بهشتی

بهشتی می گفت:« 15 ساله که بودیم دسته جمعی امر به معروف و نهی از منکر می کردیم. اول یکی مان می گفت، بعد دیگری می گفت، بعد ....»

اثرش زیاد بود. بهشتی می گفت:« فهمیدیم همه چیز در جماعت است. یدالله مع الجماعه»

 منبع : صد دقیقه تا بهشت

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱
تگ ها : خاطره

خرافات، ضربه ای مهلک به اسلام

قبلا فکر می کردم که غیر مسلمانان به اسلام ضربه می زنند چون نمی خواهند این دین مبین در اقصی نقاط جهان گسترش یابد و از این امر واهمه دارند به عنوان مثال در سال های 2006 و 2008 که به مقدسات دینمان اهانت شد، اما امسال متوجه شدم که اشخاصی وجود دارند که علی رغم ظاهر مسلمانی شان، به معنای واقعی مسلمان نیستند. چند روز قبل روی تگ مذهبی کلیک کردم تا بدانم وب های مذهبی چگونه اند و چه می نویسند؟ سوالی در ذهنم شکل گرفت « آیا بین وب های مذهبی خرافات هم نوشته می شود؟» خوشبینانه گفتم  نه. ولی گوشه ذهنم گفت «شاید بله» در یکی از وب های مذکور مطلبی دیدم نویسنده نوشته است که شخصی در شهر مدینه به نام احمد -که نام پدرش ذکر نشده است.- در خواب پیامبر (ص) را می بیند و ایشان وصیتی به آن مرد می کنند و یکدفعه با خرافاتی که به پیامبر (ص) نسبت داده می شود مواجه شدم که رسول اکرم (ص) فرمودند هرکس این وصیت نامه را بخواند و چاپ کرده به جاهای دیگر برساند در روز قیامت به شفاعت آن شخص می آید ...» نویسنده در ادامه می نویسد یک نفر در هند پنجاه برگ از این چاپ کرد و بین مردم تقسیم نمود  پس از چند روز هفتاد هزار روپیه یافت کرد یک  شخص دیگر این را دروغ فکر کرد پس از چند روز برادرش وفات نموده است و ....از شما برادران گرامی خواهشمندم که این وصیت نامه را دروغ نشمارید که گنهکار می شوید.....»

قضیه مورد تامل این است که پیامبر (ص) از دست کارهای امتشان در طول یک هفته! گلایه می کنند.

در اینجا چند سوال را باید پرسید. همیشه در تاریخ اشخاص با نام پدر و یا مادر صدا زده می شدند و در عرف اعراب، اشخاص را به نام پدر صدا می زنند.احمد کیست و نام پدرش چیست؟

 چرا پیامبر (ص) -البته اگر نوشته نویسنده حقیقت داشته باشد.- گلایه هایشان را به چنین شخص گمنامی می کنند؟ پیامبری که فرمود :« هر چیزی را از خدا بخواهید ولو بند کفش» آیا پیامبر اکرم (ص) آرزوی خوشبختی دنیوی و اخروی امت خود را از خدا نخواسته بودند؟ نویسنده باید پاسخگو باشد که چرا پیامبر (ص) احمد را به نام پدرش -فلان بن فلان- صدا نزدند؟

چگونه می توان باور کرد اگر هرکسی این وصیت نامه را-هرچند نمی توان آن را وصیت نامه دانست.-  بنویسد حتی اگر به خداوند ایمان قلبی نداشته باشد یا نمازهای واجبش را نخواند یا دروغ -که جزء گناهان کبیره است.- بگوید و یا گناهان دیگری انجام دهد و واجبات را انجام ندهد، پیامبر (ص) او را شفاعت می کند، در حالی که در حدیث آمده است که اگر نماز شخصی مقبول خداوند باشد بقیه اعمالش نیز مقبول حق تعالی واقع می گردد.

  نویسنده چگونه باخبر گشته که  شخصی در هند اینگونه پولی به دستش رسیده است؟! و چگونه مطمئن است که آن شخص اینگونه پولی پیدا کرده است؟ اگر شخصی پولی پیدا کند مالک آن می شود یا خیر؟

آیا وفات مردم به خاطر ننوشتن چنین مطالبی است، در حالی که در حدیثی از امام جواد (ع) نقل گشته که « مرگ آدمی به سبب گناهان، بیشتر است از مرگش به واسطه اجل، و زندگی و ادامه حیاتش به سبب نیکوکاری، بیشتر است از حیاتش به واسطه عمر طبیعی.»

آیا اینگونه مطالب رزاق بودن خدا را زیر سوال نمی برد، در حالی که روزی دهنده همه موجودات خداوند است؟ چرا امثال چنین موارد کذب که متاسفانه در پشت و یا صفحه اول برخی زیارت نامه ها نوشته می شوند، باید منتشر شوند و آیا این مطالب جزو خرافات نیست؟

چرا اگر چنین مطالبی را ننویسیم گناهکار خواهیم بود در حالی که اگر این امر، واقعیت داشت آن را در احادیثی که منابع معتبری دارند می دیدیم ولی الان چنین نیست.

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱
تگ ها : مذهبی