نوای عاشقی

چیزی نیست جز آنکه درباره اش آیه قرآن یا حدیثی هست.

                                                 امام صادق (ع)

منبع : اصول کافی، جلد 1

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٦
تگ ها : حدیث

آفات انقلاب

علل انقلاب

در یک تقسیم بندی کلی انقلاب ها به دو دسته الهی و مادی تقسیم می شوند. انقلاب های الهی بر مبنای توحید و مقصد آنها حاکمیت ارزش های الهی جامعه است و انقلاب های مادی بر مبنای رفاه مادی برای فرد، گروه، طبقه و...بنا نهاده شده و مفصد آنها رسیدن به امتیازات مادی است. انقلاب ها در برخی علل و عوامل، مشترک هستند. این علل کلی عبارتند از :

1) احساس قطعی و عمومی مردم مبنی بر به خطر افتادن عقیده و مکتب و ارزش های جامعه؛ یعنی اگر در جامعه ای بیشتر مردم احساس کنند که اصول و ارزش های آنها به خطر افتاده درصدد برمی آیند که نظام و ارزش های حاکم را نابود کرده و نظام جدیدی به وجود آورند که ارزش های پذیرفته شده آنها در آن حاکم باشد.

2) نارضایتی مردم از وضع موجود و داشتن آرمان مطلوب که آنها را به مبارزه مستمر می کشاند.

3) ظلم و ستم نظام حاکم؛ یعنی اگر مردم یک جامعه دارای امکانات مناسب هم باشند ولی ظلم و ستم و تبعیض ناروا در آن جامعه باشد باز زمینه برای انقلاب، موجود است.

4) فساد و فحشا که حکومت را از درون می پوساند و باعث فقر و بدبختی جامعه و دولت می گردد.

5) آگاهی مردم از وضع موجود؛ به این معنا که اگر مردم آگاهی نداشته باشند حتی با آماده بودن دیگر شرایط، انقلاب صورت نمی پذیرد.

6) داشتن روحیه مقاومت و ایثار و قبول سختی های مراحل انقلاب. بدون تردید اگر همه شرایط برای انقلاب فراهم باشد ولی مردم آن جامعه دارای روحیه تمکین و ظلم پذیری باشند تحقق انقلاب امری دور از انتظار است.

7) نبود رهبر آگاه و انقلابی، موجب انحراف مسیر انقلاب و تفرقه بین گروه های انقلابی می شود.

ویژگی های حاکم اسلامی

هدف های والای حکومت اسلامی، این مطلب را ثابت می کند که رهبر این حکومت باید از شرایط ویژه ای برخوردار باشد. البته بعضی از ویژگی ها مثل عقل، داشتن تدبیر و قدرت ممکن است در دیگر حکومت ها هم جزو خصوصیات حاکم باشد ولی دو شرط اختصاصی علم به قانون و عدالت و چند شرط عمومی دیگر فقط از شرایط منحصر به فرد حاکم اسلامی است که در حکومت های دیگر وجود ندارد. دلایل این امر اینگونه بیان شده است :

چون حکومت اسلامی حکومت قانون است برای حاکم لازم است علم به قوانین اسلام داشته باشد.ائمه معصومین به هنگام اقامه دلیل برای امامت خودشان، به همین مطلب استناد کرده اند. بنابراین شخصی که می خواهد زمامداری حکومت اسلامی را به عهده بگیرد باید از بینش وسیع و علم کافی نسبت به احکام و اصول و مقررات آن مکتب برخوردار باشد. همچنین حاکم اسلامی باید عادل باشد؛ یعنی کسی که قانون الهی را اجرا می کند و متصدی بیت المال و...است باید عدالت را رعایت کند. به همین دلیل گفته شده که در زمان غیبت هرگونه پیروی از حکام ستمگر حرام بوده و باید در چنین زمانی کسی به رهبری برگزیده شود که در بالاترین درجه از عدالت باشد. تقوا،ساده زسیتی، شجاعت، امانت داری، موقع شناسی و...از دیگر شرایط ضروری برای حاکم اسلامی است.[i] تا بتواند به یاری آنها، عدالت را در جامعه پیاده نماید.

آفات انقلاب اسلامی

انقلاب ها و نهضت ها نیز مانند همه پدیده های عالم در معرض آفات هستند. آفاتی که چهره های گوناگون و مختلفی دارند. چنانچه این آفات به موقع شناسایی و دفع نشوند ممکن است انقلاب را از بین ببرند و یا حداقل انقلاب را از رسیدن به اهداف و آرمان هایش بازدارند.آفات انقلاب بسیارند، اما به بررسی اجمالی مهم ترین آفات انقلاب اسلامی می پردازیم.

نفوذ فرصت طلب ها: هر نهضتی مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می کند سنگینی و سختی روی دوش افراد فداکار است. اما همین که نشانه های پیروزی آشکار گشت و از دشواری های آن کاسته شد، سروکله افراد فرصت طلب پیدا می شود. اینان با توجه به مشکلات فراوان و توقعات زیاد مردم از انقلابیون سعی می کنند حداکثر استفاده را از وضع موجود بنمایند. در این راستا شعارهای داغ و تند و انحرافی سر می دهند و سعی می کنند انقلابیون واقعی را از راه به در کنند به گونه ای که اگر رهبری در این برهه به داد انقلاب نرسد موجب انحراف انقلاب می شوند و در بسیاری موارد ممکن است حتی در دستگاه رهبری رخنه کنند و رهبری انقلاب را به عهده بگیرند.[ii]

فرصت طلب ها دو نوع هستند: گروهی که فقط دنبال جاه طلبی و کسب موقعیت هستند و گروهی که عقیده ای متضاد با انقلابیون دارند و چون از مواجهه با انقلابیون مایوس هستند با تغییر ظاهر خود و نفوذ در سیستم سیاسی درصدد واردکردن ضربه از درون آن هم در موقعیت مناسب هستند. فرصت طلب ها با نفوذ خود در درون انقلاب ها و نهضت ها، اثرات شومی را از خود به جا گذاشتند که به یکی از آنها اشاره می گردد. نفوذ فرصت طلب ها به درون نهضت ملی شدن نفت باعث شد خون شهدای 30 تیر و زحمات طاقت فرسای آیت الله کاشانی و مردم ایران با یک کودتای ساده از بین برود. دلیل این شکست این بود که اختیار نهضت در دست کسانی بود که نقشی در نهضت نداشتند.[iii]

هرچند امام خمینی (ره) از ابتدا از رخنه و نفوذ فرصت طلبان به داخل نهضت جلوگیری کردند و در نهایت نیز نگذاشتند آنها اختیار نهضت را در دست بگیرند، ولی با این حال توانستند ضربات زیادی را به انقلاب وارد کنند.

روی آوردن به ضد ارزش ها: با سقوط یک رژیم سیاسی، ارزش های مسلط آن از بین نمی رود. هر چقدر زمان مبارزه برای پیروزی انقلاب کمتر باشد حضور ارزش های قبلی، در جامعه بیشتر نمودار است. از جمله آنها می توان به راحت طلبی، فساد اخلاق، رشوه خواری و...اشاره کرد که اگر مبارزه مستمری با آنها صورت نگیرد ارزش های قبل از انقلاب، دوباره بر مملکت مسلط شده، انقلاب را به نابودی می کشاند. خودباختگی یکی از مواردی است که انقلاب را از درون تهی می کند. با توجه به دشمنی دیرینه بعضی از یهودیان و مسیحیان افراطی با اسلام باید مواظب بود که جوانان و تحصیل کردگان، در مقابل ظواهر آنان خود را نبازند، چرا که اینان سعی می کنند از هر طریق ممکن اعم از اخلاق، ادبیات، سیاست و غیره، آداب و رسوم و ارزش های اسلامی و ملی ما را به باد تمسخر گرفته، در عوض آداب و افکار پوچ و ویرانگر خود را در قالب تمدن و تجدد به خورد جوانان ما بدهند و آنان را از آشنایی با اسلام که مخالف هرگونه فساد و بی بند و باری است بازدارند آنگاه با شبیخون فرهنگی آنها را از درون مورد تهاجم قرار داده به نابودی بکشانند.

نمونه این خودباختگی فرهنگی در نهضت مشروطیت مشاهده شد. نهضت مشروطیت با حضور فعال روحانیت و براساس ارتباط دین و سیاست به پیروزی رسید. پس از پیروزی، روشنفکران غرب زده با حملات تند به اسلام و طرح شعار جدایی دین از سیاست دست روحانیت را از دخالت در سیاست و نظارت بر انقلاب کوتاه کردند، هنوز چند سالی از نهضت مشروطیت نگذشته بود که از درون آن، استبداد صغیر و سپس استبداد رضاخانی ظهور کردند و وضع به مراتب بدتر از قبل از نهضت مشروطیت گردید.[iv]

تحجر و مقدس مابی: تحجر به مفهوم جمود و انعطاف ناپذیری است، حالتی که شخص در مقابل هر پدیده جدید به دلیل تازه بودن واکنش منفی از خود نشان می دهد. تحجر عوامل متعددی دارد که عمده ترین آنها جهل، غرور و تکبر است. بنابراین متحجر آنچه را درست می پندارد علم تلقی می کند در نتیجه حاضر نیست ذره ای از پندار خود عدول کند. این غرور باعث خود بزرگ بینی متحجر شده و اجازه اعتراف به اشتباه را نمی دهد. متحجرین و مقدس نماها همیشه آلت دست استعمار قرار گرفته و مانع ترقی امت اسلامی شده اند. نمونه مقدس نمایی در نهضت مشروطه آن هم با تکفیر و منزوی کردن شهید شیخ فضل الله نوری و در نهایت صدور حکم اعدام ایشان بود که زمینه ورود دوباره استعمار به کشور شد و خون هایی که برای برپایی مشروطه ریخته شده بود به هدر رفت.

هم زمان با شروع نهضت امام (ره) در سال 1341 و مبارزه ایشان علیه رژیم ستمشاهی، متحجرین و مقدس ماب ها سد راه امام شدند و برای نهضت مشکلات فراوانی درست کردند. امام خمینی (ره) مبارزه با اینها را هزار بار سخت تر از مبارزه با رژیم می دانستند.

       در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می نمود

      بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مابی و تحجر بود. گلوله زخم زبان و

      نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر و جان را می سوخت و می درید.[v]

پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مقدس اسلامی نیز این نوع از افراد به مبارزه با نظام اسلامی برخاستند. برخی به کفار و ملحدین و ضد انقلاب پیوستند. برخی در کشور ماندند و سعی کردند به هر وسیله مشروعیت نظام را زیر سوال برده و خوراک تبلیغاتی برای گروهی بیگانگان تهیه کنند. امام خمینی (ره) در پایان عمر مبارکشان گوشه ای از خیانت های آنها نسبت به اسلام را بازگو می کرد و فرمودند :

 خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران      نخورده است و آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است.[vi]

خستگی نیروهای انقلابی: ادامه انقلاب اسلامی تا رسیدن به کلیه اهدافش، یک اصل است که هیچ گاه نباید از ذهن و فکر انقلابیون دور شود و افراد انقلابی باید بدون احساس خستگی و با نشاط کامل، برای رسیدن به اهداف اصلی انقلاب تلاش نمایند و رسیدن به بعضی از اهداف اولیه مانند حکومت، آنان را از اهداف اصلی، بازندارد. در هر حال سست شدن مردم از ادامه راه انقلاب، یکی از آفات مهم انقلاب است که ممکن است به دلایل متعددی از جمله رفاه طلبی و یا با برخورد مشکلات ادامه راه حاصل شود. امام خمینی (ره) درباره نقش مردم در انقلاب می فرماید :

   تا وقتی حکومت ما بتواند این حالت مردمی خودش را حفظ کند و مسئولین همان طور که در

  حال حاضر در اغلب موارد مشاهده می شود، مردمی باشند، از حمایت مردم برخوردارند و با

  پشتیبانی مردم هیچ آسیبی به انقلاب نمی رسد.[vii]

آفات انقلاب به همین چند مورد ختم نمی شود، بلکه موارد دیگری مثل اختلاف، تخلف از اوامر رهبر، ابهام در طرح های آینده، بازگشت از معنویت و...نیز وجود دارد که هرکدام از آنها یا با همدیگر قادرند انقلابی را از درون بپوسانند.

 همان گونه که وحدت عامل پیروزی است اختلاف بین مردم یا مسئولین باعث دو دستگی و یا چند دستگی شده، سبب شکست انقلاب می گردد. دشمنان خارجی و ابرقدرت ها نیز وقتی به یک کشور حمله می کنند که در آن کشور اختلاف باشد. پیروزی انقلاب مرهون پیروی کامل از اوامر رهبری است، بنابراین تخلف از فرمان های رهبری موجب شکست خواهد بود. شکست در جنگ احد نمونه بارز همین عدم تبعیت از اوامر رهبری بود.

بازگشت از معنویت از مواردی است که هر انقلاب و به خصوص انقلاب های عقیدتی را از درون متلاشی می کند.

یک) ولایت فقیه، امام خمینی (ره)[]

دو) انقلاب و ریشه ها،طاهری

سه) تاریخ معاصر ایران

چهار) تاریخ معاصر ایران 

پنج)صحیفه نور، جلد 21 ، ص 915

شش) صحیفه نور، جلد 21 ، ص 916

هفت) رویدادها و تحلیل7

 


 

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۸
تگ ها :

نای نینوا

دستی شکافت نای به آتش کشیده را

                             سوزاند های های به آتش کشیده را

امشب نظاره می کنم از ساحل خودم

                             تبخیر آب های به آتش کشیده را

وقتی که سنگ و چوب حرم سوخت تا غروب

                            دیدیم کربلای به آتش کشیده را

کاری نکرد هیچ کس، انگار دوست داشت

                           ویرانی بنای به آتش کشیده را

دور از اجابت است پس دلم کجا برم

                         یک کعبه ربنای به آتش کشیده را

ققنوس وار سوخت و از خویش جا گذاشت

                        شعر این هلا هلای به آتش کشیده را

پاشید از جنازه خود در مسیر باد

                        خاکستر صدای به آتش کشیده را

                                      نوحه سرا : فضل الله قدسی            

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤
تگ ها : مدیحه

دهه فجر

همه جا جلوه گه همت والای تو بود

                    چرخ فرسوده غلام خط ایمای تو بود

زیر لب گفت معبر ز پریشانی ما

                   سخنانش همه از زلف سمنسای تو بود

مدعی ره به سراپرده احساس نبرد

                  رمز مستوری احساس تو در رای تو بود

تا ظهور رخ تو پلک خود آسوده نداشت

                 چشم دروازه شهری که پذیرای تو بود

پای بر دامن این خاک نهادی و شکفت

               گل امید وصالی که به سیمای تو بود

جذبه قامت تو پرده چشمانم دوخت

             چه ردایی که برازنده بالای تو بود

آب چشمان من آیینه مهتاب شکست

            ماه دریا زده جاری ز کف پای تو بود

کثرت باده پرستان خم وحدت دوست

           ز ندای لب بگشوده مینای تو بود

سر مستی و آشفتگی باده کشان

           در خروش دل پر شکوه صهبای تو بود

از پریشان رخ گلزار عیان شد کانروز

           دست غار تگر گل در پی گل های تو بود

دولت خفته دلان رفت به دنبال غروب

           وان طلوع دگر از مهر هویدای تو بود

آنکه چون « رهرو » تو دل به دل دریا زد

           عاشق موج کلام لب دریای تو بود

                                  منبع : باران در مه

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۸
تگ ها : شعر

نوای عاشقی

کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

       امام موسی کاظم (ع)

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳
تگ ها : حدیث